۱۳۹۲ مهر ۱۵, دوشنبه

دو نگاه، پیرامون مباحث جامعه شناسی سیاسی.

گفتگوی ناب


میزگردی با شرکت دکتر حسن فرشتیان: دکتر در رشته حقوق
دکتر مهرداد درویش پور: دکتر در جامعه شناسی
تقی رحمانی: فعال ملی مذهبی
دکتر شهلا شفیق: دکتر در رشته جامعه شناسی

گفتگو در دوبخش،  نخست به هر سخنران بیست دقیقه فرصت داده شد تا سخنرانی کنند.
بخش دوم گفتگو با شنوندگان وناظرین در سالن.
این گفتگو به گمان من یکی از بهترین گفتگوهای دو نظر متفاوت در عرصه ی مباحث جامعه شناسی  سیاسی امروز ایران، از دیر باز تا کنون بود.
 به شما دوست بسیار گرامیم پیشنهاد می کنم. یا بهتر بگویم، خواهش می کنم. یکی دو ساعتی وقت بگذارید و این گفتگوی بسیار جالب و قابل استفاده را گوش کنید.

 با مهر و سپاس ه . لیله کوهی

۱۳۹۲ مهر ۸, دوشنبه

لولیتا خوانی در تهران اسلامی


فرازی از کتاب لولیتا خوانی در تهران نوشته ی آذر نفیسی

برگردان گلناز غبرایی:

www.youtube.com/watch?v=mwC48kMicZM
www.aoja.blogspot.com
قبل از هر چیز این ویدئو کوتاه گفتگو با خانم نفیسی را ببینید.مرسی از توجه شما.
مصاحبه ی سایت توانا را با آذر نفیسی که دیدم، دوباره آرزوی تقسیم لذتی که از خواندن این کتاب برده بودم با مخاطبینی که امکان دسترسی به آن را ندارند به سرم زد. حیف که این کتاب به سی و اندی زبان ترجمه شده و فارسی در میان‌شان نیست.
هفته‌ی قبل از محاکمه در هر حالی که بودم، چه هنگام صحبت با دوستان و افراد فامیل و چه زمان کار روی موارد مورد بحث در سمینار، دلایلم را در ذهن فرموله می‌کردم. این نه فقط جلسه‌ی دفاع از گستبی بلکه  دفاع ازحیثیت و جایگاه ادبیات آن هم دردنیای واقعی بود.
بیژن که ماجرا به نظرش خیلی بامزه می‌آمد، یک بار گفت که من گستبی را با دقت یک وکیل مدافع که خود را برای جلسه‌ی دادگاه آماده می‌کند، می‌خوانم. به او گفتم: تو موضوع را زیاد جدی نمی‌گیری نه؟ جواب داد: معلوم است که جدی می‌گیرم، اما تو خودت را در برابر دانشجویان در موقعیت دشواری قرار دادی. به آنان

۱۳۹۲ شهریور ۲۳, شنبه

لنگ حمام


مشتمال

قابل توجه عموعباس و دیگر لنگرودیها

عموعباس 28 ساله که میگه من یه مشتمال اینجوری میخوام!

لیله کوهی:

برو راه پشته حمام مشتی علیجان

یا قصاب محله حمام کنفچی


یا فشکالی حمام آقا بزرگ
www.aoja.blogspot.com


هشدرخان آلمان


مسائل آسیا آفریقا!


سئوال

حاج خانم آفریقایی:

زهراخانم امسال چقدر...میدن؟

زهراخانم:

نگران نباش امسال با وجود تحریم ها،آنقدری میدن که راضی باشی!
www.aoja.blogspot.com
هشدرخان آلمان


موزه


موزۀ مردم شناسی

سه چهار سال است مسئولین موزه ی مردم شناسی دانشگاه ارواین کالیفرنیا به بیت رهبری نامه مینویسند تا این سه نفر رو بمدت یکسال برای نمایش در موزه ی مردم شناسی امریکا اجاره کنند اما هنوز موفق نشدند.

انشائ الله با آمدن دولت تدبیر و امید حجت السلام والمسلمین حضرت شاه کلید! مشکلات از سر راه برداشته شود، آمین.
www.aoja.blogspot.com

هشدرخان آلمان

جابجایی!


تقاضای دولت ایران


البته باید اضافه کنم جمهوری اسلامی هم سه چهار سالی است پس از گم شدن مجسمه های تهران با دولتمردان دانمارکی نامه نگاری می کنند تا شاید بمدت چند سال این مجسمه باارزش و ارُتیک را قرض کنند و وسط میدان انقلاب با چادر به نمایش بگذارند.
www.aoja.blogspot.com

هشدرخان آلمان

حاج خانوم و حاج آقا!



چاکریم!

حاج خانم به حاج آقا:

چاکریم.

حاج آقا:

ما بیشتر.

هشدرخان آلمان



انسان مدرن!



مدرنیزم

پدیده های مدرن در دستان انسان پست مدرن...

مرگ بر امپریالیسم و پدیده های مدرنش.

حاج خانم در حال استفاده از آی پاد و ارسال پیام!

هشدرخان آلمانwww.aoja.blogspot.com

عقدهای آسمانی!


مبارک است انشاالله!


عقد دختر خاله پسر خاله رو در آسمانها بستند.
www.aoja.blogspot.com
هشدرخان آلمان

۱۳۹۲ شهریور ۱۸, دوشنبه

شاه کلید!




پس از ریاست جمهوری حاج آقا روحانی

ذلیل مرده چرا اینقدر گیر دادی به حاج آقا روحانی اون که تازه اومده
این کارا چه ربطی به حاجی داره. اینا نیروی های خود سرند واسه رفع کارهای خلاف شرع!




 نیروی خود سر به دختر!

 دخترجون بیا کمی بریم کهریزک!

www.aoja.blogspot.comهشدرخان آلمان  

پسرها!


سلام خوش تیپ

پسرِ آبی پوش:
ها چیه! بازم بی کار شدین بند کردین بما؟
برادر نیرو:
بندکردین بما چیه، ما فقط میخوایم با تو کمی ارشاد بازی بکنیم!
پسر آبی پوش:
برو با عمه ات ارشاد بازی بکن.

لیله کوهی:

دمت گرم پسر آبی پوش.

هشدرخان آلمانwww.aoja.blogspot.com

سواری اجباری

هواخوری

سلام، سلام، چطورین؟  زود، زود،سوارشین، سوارشین،
میخوایم با مینی بوس بریم هوا خوری!
خانوم روسری گلی گلی.  هواخوری کجاست دیگه؟

خواهرارشاد:

همین نزدیکی ها، اوین درکه!
www.aoja.blogspot.com
هشدرخان آلمان

۱۳۹۲ شهریور ۱۷, یکشنبه

شما بگویید چه کنند؟ جنگ یا مدارا


سپهسالار در جستجوی سپاه

دی سایت 5 سپتامبر 2013

برگردان  گلناز غبرایی

چرا مداخله ی نظامی مشروع برای یافتن حامی این قدر دچار مشکل شده است.
از کلمه‌ی «تاریخی» فقط با احتیاط می‌شود استفاده کرد و با این همه: حادثه‌ی هفته آینده در واشنگتن یک اتفاق تاریخی است. باراک اوباما از کنگره‌ی امریکا خواسته تا به او اجازه‌ی عملیات نظامی به منظور مجازات رژیم سوریه به جرم استفاده‌ی گسترده از سلاح شیمیایی و ترساندن بشار اسد برای جلوگیری از تکرار این  جنایت را بدهد.
اگر کنگره موافقت کند، در آینده دیگر شانس مداخله‌ی نظامی درمقابل اقدامات دمکراتیک بسیار پایین خواهد آمد و هیچ کس نخواهد توانست مداخلات این چنینی را به شیوه‌ای دیکتاتور مابانه و با دلایلی دستکاری شده و با لاف و گزاف موجه جلوه دهد،آن طور که انگار یک ارتش مسلح نبض جهان را در دست دارد، انگار که هرگونه مخالفتی خیانت است. شرایطی که در زمان جرج

۱۳۹۲ شهریور ۱۶, شنبه

خطاب به مریم و مسعود رجوی

خانم وآقای رجوی! به نشستن درلانه عقرب خاتمه دهید

پنجشنبه, سپتامبر 5, 2013 - 23:43

بهروز ستوده


خانم و آقای رجوی ! پس از کشتارهای تکراری اعضا و هواداران مجاهدین خلق در عراق ، بسیاری از احزاب و گروههای سیاسی و نهادهای حقوق بشری و شخصیت های اجتماعی و سیاسی و فرهنگی و هنری ایران ، ضمن محکوم کردن مجریان جنایت و رهبران جمهوری اسلامی به عنوان طراحان و آمران جنایت ، از شما خواسته اند که بدون هیچ عذر و بهانه ای ، برای خروج فوری هوادران سازمان مجاهدین از عراق با مجامع بین المللی حقوق بشری همکاری نمائید ، راستی چرا شما تا کنون به درخواست های مکرر نهادها و شخصیت های فرهیخته جامعه سیاسی

۱۳۹۲ شهریور ۱۵, جمعه

آیت الله ای متفاوت

آیت الله معصومی تهرانی با جمعی از فعالین بهائی کشور دیدار و گفتگو کردند


اين حرفهای قرون وسطایی كه من هدايت شده‌ام و دينم حق مطلق است و مابقی گمراه و ناحق مطلق هستند، امروزه در عصر ارتباطات و دهكده جهانی وجه درست و عقلانی ندارد. انسانی كه به جان و مال و ناموس و حيثيت ديگران تعدی نكرده و نمی كند بايد محترم شمرده شود، حال به هر دين و آيينی كه می‌خواهد باورمند باشد. بنده فكر نمی‌كنم كه در عصر حاضر، تفكر و انديشه‌ای ضاله و مضله‌تر از اين مسلمانان خشك مغز و افراطی كه با آرامش آدم می كشند يافت شود.

ه . لیله کوهی

کاش ما صدو پنجاه آخوند مثل «آیت الله معصومی تهرانی» می داشتیم  که همگی می رفتند در حوزه های قم و مشهد می نشستند وبه مسائل دینی می پرداختند و حکومت و مملکت را به مردم و

۱۳۹۲ شهریور ۱۰, یکشنبه

غم ِ شاعر




غم های شهریور!

رضامقصدی


رضا مقصدی جانيانِ جمهوری اسلامی ايران در شهريور ۶۷ زندان‌های سياسی خود را به کشتارگاهِ انسان‌های آزاده وُ آرزومند، بدل کرده بودند. از اين روی، داغ ننگی ماندگار بر صورت وُ سيرت چرکين خود گذاشتند. هرچند پيش از اين وُ پس از آن نيز کارنامه‌ی سياه‌شان با خون ورق می‌خورَد. دردا، چرخه‌ی اين مرگ‌آفرينان، همچنان از چرخش سياه‌اش باز نايستاده است. "غم‌های شهريور" بازتابی کوچک، از جنايتی بزرگ است





غم‌های شهريور


۱۳۹۲ شهریور ۴, دوشنبه

م.سحر در برابر اکبرگنجی

مقاله‌سازی هدفمند و کلنگی کردن حقيقت،

 م. سحر


MSahar2.gifاکبر گنجی می‌کوشد در مورد مصر، اخوان المسلمين را به جای مسلمانان يعنی به جای همه ملت مصر بنشاند، و در طرف مقابل همه آن بيست ميليون مصری تظاهرکننده (که با تحريف، قصد تقليل آن‌ها به چند ده هزار تن را دارد) را (به‌طور زيرکانه و غيرمستقيم) "سکولار" و ضد دين می‌شمارد و ارتش مصر که به قول او "کودتاگر" است را "سکولارها" می‌نامد و با همه مخالفان حکومت دينی در جهان در يک صف قرار می‌دهد


م.سحر و موضوع امروز مصر

پاسخی به اظهارات آقای دلخواسته پیرامون «کودتا»ی نظامیان مصر

م.سحر

حالا ما چرا می‌ خواهیم به جای آنها، ملت مصر را از خطر احتمالی ارتشش و از استبداد احتمالی نظامیانش در آینده آزاد کنیم؟ آیا تجربه ما ایرانی‌ ها بیشتر با استبداد نظامی محشور و مأنوس بوده یا فاجعه حکومت سیاه سی و چهار ساله ملایان و فقها؟ آیا ایرانی ‌ها بیشتر در جایگاهی هستند که با تکیه بر تجربه خود ملت مصر را از ارتش مصر بترسانند یا از سلفی ‌ها و اخوان المسلمین که صد سال است خواب اجرای کامل شریعت در مصر و حتی در جهان را می‌ دیده‌ اند؟

جناب دلخواسته عزیز، در اینکه جنبش ملی و آزادیخواهانه ملت مصر را اصیل و قهرمانانه می‌ دانید جای خوشوقتی است. بنابراین، ملیونها مصری که آمدند و رفتن مرسی و بساط استبداد

۱۳۹۲ مرداد ۳۱, پنجشنبه

شمس لنگرودی در گفتگو با شرق

و عجیب که شمس ام می خوانند

و عجیب که شمس‌ام می‌خوانند/گفتگوی شرق با شمس لنگرودی به بهانه کتاب جدیدش


شرق:اگرچه شعر همچنان یک روایت ناشناخته است اما با زبان ساده تبدیل به پدیده‌ای متفاوت‌تر از پیچش الفبا در قامت مانیفست می‌ شود. می‌شود شعر ساده و نه ساده‌لوح که با شیوه‌ای خاص از نوع بیان چنان به سمت سوژه، فضا و موضوع و المان‌هایی تازه حرکت می‌کند و مخاطب را به آن ارجاع می‌دهد که تمام کارکردهای مسلط و غالب گذشته در متن را به سخره می‌گیرد و با این ساده‌گی زبانی، موجب تحول در فکر و زاویه دید مخاطب می‌شود.
«ساده‌نویسی» در شعر ایران با محمد شمس‌لنگرودی شکل گرفت، شاعری که این روزها به خاطر همین تفاوت در سبک شعری و البته تبعات این جریان مدام مورد نقد قرار می‌گیرد. او تئوریسین فضایی متفاوت از دیدگاه‌های مسلط شعر نیمایی بوده است که پس از شاملو طرزی دیگر در روایت شعر سپید را در ادبیات معاصر ما ایجاد کرده است. که البته این سبک نیز مانند هر حرکت

۱۳۹۲ مرداد ۲۸, دوشنبه

نگاه الاهه بقراط برکتاب موزه ی بی گناهی



کتابگزاری: در جستجوی ریشه‌ها (الاهه بقراط)


کتابگزاری: در جستجوی ریشه ها درباره کتاب «موزه ی بی گناهی»
[درباره کتاب «موزه ی بی گناهی» نوشته اورهان پاموک، ترجمه گلناز غبرایی]

کیهان لندن شماره ۱۴۶۵ – عشقی که پاموک در این رمان تصویر می‌کند، تنها عشق به معشوق نیست بلکه به هر آن چیزی است که به معشوق تعلق دارد! داستان به دورانی باز می‌گردد که در آن مردان و زنان ممکن است عاشق هم شوند، ولی وقتی پای ازدواج به میان می‌آید، به ویژه از سوی مردان، همواره به دنبال همان تصویر سنتی از زنان می‌روند زیرا «مردها اتفاقا خیلی هم عاشق این نوع زنان [مدرن] می‌شوند. اما ازدواج چیز دیگری است»! روایت ایرانی این «مشکل» را شاید به مختصرترین تعریف بتوان در فیلم «آرامش

۱۳۹۲ مرداد ۲۱, دوشنبه

گفتگوی بی تعارف مهدی فلاحتی با بیژن اسدی پور

بی تعارف بی پرده

سه تفنگدار
پرویز شاهپور    عمران صلاحی      بیژن اسدی پور

ه . لیله کوهی



چند شب پیش عمو هادی رو خواب دیدم. داشت از خنده روده بر می شد هر چقدر سعی کردم ساکت اش کنم و بگوید چی شده که اینجور از خنده ریسه رفته و در حال منفجر شدنه همینجور می خندید و تا می آمد بگوید پرویز شا ، عمران صل... دوباره از نو خنده خنده، آخرش من هم از خنده اش خنده ام گرفت و می خندیدیم بدون اینکه بدانم موضوع چیه از بس خندیدیم هردومون نمی دونم از اشک خنده هایمان خیس شدیم یا؟                             داشتم از حال می رفتم دستش را گرفتم گفتم هادی جان بشین اینجا ترا جان فرخنده بگو قضیه از چه قراره؟ بعداز فرو نشستن خنده هایش گفت وقتی چند سال پیش عمران به پرویز وصل شد این دونفر اینجا توی جهنم ازهمان وقت کار طنز رو شروع کردن و یک نشریه هفتگی بنام جهنم نامه با امضای دو تفنگدار بیرون دادن و همه ی برو بچه ها جوری به این نشریه عادت کردن اگه یک روز دیر بیاد بیرون سرو صدای همه بلند میشه که چی شده نشریه یک روز تاخیر داره. جهنم نامه هر هفته یقه ی یکی از این پفیوز ها رو میگیره و بلایی سرشون میاره که نگو ونپرس، ازش پرسیدم هادی جان میتونی یکی از اون بامزه هاشو تعریف بکنی گفت چند هفته پیش روی جلد مجله طرحی داشتند یکی از منشی های خدا روی تلی از کاغذ نشسته بود و یکی یکی کاغذ از لای

۱۳۹۲ مرداد ۱۵, سه‌شنبه

ببین حاج غضنفر چطور به دوچرخه ی عمو عباس نگاه می کنه

نگاه حاج غضنفر به دوچرخه ی عمو عباس!

ه . لیله کوهی


تا آنجا که من یادم است عمو عباس همسایه ی دیوار به دیوار ما هر روز صبح مسافت پنج کیلو متری تا قهوه خانه را با دوچرخه اش رکاب می زند و غروب بعد از کار سوار بر آن برمی گردد. و آنرا به تک درخت چنار کوچه زنجیرش می کند سپس از خورجین پشت زین، روکش مشمایی را بیرون می آورد و رویش را چادر می کشد.
حاج آقا غضنفر همسایه ی دو کوچه بالاتر ما باوجودیکه چندین سال متوالی دوچرخه ی عمو عباس را با همین روکش سیاه می بیند اما هربار نگاه تحسین آمیزی به آن می اندازد بویژه   صبح زودِ روزهای جمعه که عیال را تا دم در حمام عمومی محل همراهی می کند. یک نگاه به قد و بالای عیال و یک نگاه هم به دوچرخه ی چادر بسر عمو عباس دارد.                             
اگر حاج غضنفر را امکان بدهی روی الاغ مش باقر هم چادر می کشد که مبادا نگاه نا محرم  به آن بیفتد. سند را هم ضمیمه کردم تا به حرف هایم شک نکنید.


هشدر خان آلمان www.aoja.blogspot.com

۱۳۹۲ مرداد ۷, دوشنبه

چمخاله ی رضا مقصدی وحسرت هر روزه اش

باز به چمخاله ام حسرت هر ساله ام



رضا مقصدی

باز به "چمخاله" رفت
خاطره ی خوب من.
باز به خونم نشست
شادیِ محبوبِ من.

پرده ی مهتاب را
مَی زده ، پس مِی زنم.

باز درین بی کسی
با تو نفس می زنم.

ساحل ِ سرمست با-
عاطفه، همدست بود
ماه ، غزل می سرود
دل زتو سرمست بود.

باز به "چمخاله" ام

حسرتِ هرساله ام.

www.aoja.blogspot.com

۱۳۹۲ مرداد ۲, چهارشنبه

اسب اردوغان در ترکیه

اسب های دولت ترکیه چهار نعل بسوی اسلامِ اردوغانی می تازند!

ه . لیله کوهی

وقتی تیتر های مهم خبری از صفحه اول روزنامه ها به کنار می روند همگان در مدت کوتاهی مهمترین اخبار جهان را به فراموشی می سپارند.
حضور چند صد هزارنفری مردم ترکیه در پارک گیزی وسپس در شهر های مختلف ترکیه  ما مخالفان جمهوری اسلامی را به وجد آورد و آرزو می کردیم کاش آن اعتراضات مال ما می بود. اما دولت اردوغان با یک عقب نشینی تاکتیکی و با یک وعده ی سر خرمن، مردم را به خانه هایشان فرستاد و خبرنگاران خارجی هم موضوع داغ تری مثل مصر پیدا کردن و علم وکتل خود را از استانبول به قاهره بردند.
حالا بهترین فرصت برای تسویه حساب با مخالفان خود است. مهمتر از همه تغییر قوانین سکولار وجای گزینی قوانین شریعت و اسلام.
 چه چیزی بهتر از آینه ی کشور همسایه برابر خود، علیرغم همه مخالفت های دو کشور برسر هژمونی اسلام در منطقه اما به لحاظ تاکتیک سرکوب و تغییر قوانین شریعت بجای قوانین سکولار نزدیکی فراوانی بینشان هست.
البته بد نیست کمی هم مدافعان دمکرات طرفدار ایرانی آقای مرسی هم به این مسئله توجه کنند که این روزها صدای وا دموکراسی ها وا آزادی ها سر می دهند و از شرایط کنونی مصر شکایت دارند.
 آقای مرسی و حکومت اخوان المسلمین ایشان هم همان کار جمهوری اسلامی و دولت اردوغان را دیکته می نوشتند کافی بود یکسال دیگر دوام می آوردند. آنگاه باید یک کاروان خر را برای باقلی بار کردن به صف می کردیم!.
به شما پیشنهاد می کنم مقاله ترجمه شدی مجله اشپیگل(خانه تکانی بزرگ) را بخوانید. 
www.aoja.blogspot.com

خانه تکانی بزرگ

اشپیگل 22.07.2013

اوزلوم گذر – ماکسیمیلیان پاپ

برگردان: گلناز غبرایی

پس از تظاهرات عظیم، حالا حکومت از مخالفین انتقام می گیرد. فعالین سیاسی را به دادگاه می کشانند، خبرنگاران اخراج و کارمندان معترض به تبعید فرستاده می شوند.
پنج هفته پیش تایفون کاهرامان به ملاقات نخست وزیر  رفته بود. حالا درهتلی در گازیان تپ سرگردان و آشفته نشسته است. از این جا تا استانبول 1150کیلومتر راه است و تا سوریه کمتر از 100 کیلومتر. کاهرامان 32 ساله نقشه بردار شهری

۱۳۹۲ تیر ۲۳, یکشنبه

گفتگو در تاکسی (محمد رضا عالی پیام)

  

گفتگو در تاکسی

محمد رضا عالی پیام (هالو)

ه . لیله کوهی


این مطلب برگرفته شده از سایت «سکولاریسم نو» دکتر نوری اعلا است«هالو» که همان محمد رضاعالی پیام باشد را من می شناسم تو می شناسی او می شناسد ما می شناسیم  شما می شناسید ایشان «هم»می شناسند! خلاصه اینکه همه می شناسیم.
 یعنی که چه؟ یعنی اینکه نیازی به معرفی نیست این مطلب هم نیازی به واکردن و تفسیر و تعبیر و ازاینجور حرفها ندارد هرکی هر جور دلش می خواهد تفسیرش کند.
آهای خانم! آهای آقا! واسه چی لنگه کفش

۱۳۹۲ تیر ۱۸, سه‌شنبه

چاره دیگری نداشتیم، گفتگوی اشپیگل با البرادعی،

چاره ديگری نداشتيم،
 گفت‌وگوی اشپيگل با البرادعی،


 برگردان از گلناز غبرايی

ما که پارلمان نداشتيم، فقط يک رئيس‌جمهور داشتيم که البته به شيوه‌ای دمکراتيک انتخاب شده بود ولی با ديکتاتوری حکومت می‌کرد. او به روح دمکراسی ضربه زد. با دستگاه قضايی در افتاد، مطبوعات را محدود کرد. حقوق زنان و اقليت‌های مذهبی را زير پا گذاشت. او از مقام خود برای رشد اخوان المسلمين استفاده کرد

برگرفته از سایت گویا نیوز





البرادعی ۷۱ ساله و برنده ی جايزه ی صلح نوبل درباره ی ناگفته های کودتای نظامی

۱۳۹۲ تیر ۱۳, پنجشنبه

از ایراندخت دل آگاه باز هم «دروغ» پوزخند زد!

باز هم «دروغ» پوزخند زد!

عنوان مقاله ی ایراندخت دل آگاه

ه . لیله کوهی

دود و بوی کباب نیست،  خر داغ می کنند!.

 شاید بگویید کمی دیر نیست؟ می گویم نه، چون اعتقاد دارم بسیاری ازما مردم ایران جو گیر می شویم و همیشه در حساس ترین مراحل احساسات است که بجای عقل و خرد برای ما تصمیم می گیرد. حالا که زمانی از ماجرا گذشته بد نیست هشدار نویسنده مقاله ی "باز هم «دروغ» پوزخند زد!" "ایراندخت دل آگاه" را با دقت بخوانیم و بدون تعصب بدان بیندیشیم. مقاله ضمن داشتن طنز تلخ و بررسی همزمانی معضل ایران و ترکیه و راه کارهای مردم دوکشور همسایه را بدرستی بدان اشاراتی دارد که من به شما پیشنهاد می کنم با دقت بخوانیم کمی هم به آن فکر کنیم.

ايراندخت دل آگاه

گوشم پر از صدا بود و  هاي و هو. برخي از بچه هاي زاده شده در سيستم مذهبي و حكومت «دوزخي خميني و خامنه اي» و پرورده شده در زير منبر وعظ و خطابه و خرافهء اسلامي – و نه همه جوان هاي ميهن ام -  در خيابان ها سر و صدا به پا كرده بودند؛ موافق و مخالف؛ با مازاراتي و پورشه در شمال شهر تا موتور گازي در محلهء ما؛ بوق مي زدند و از مردم مي خواستند به شادي آن ها بپيوندند. پيوستن دشوار نبود اگر «عقل» را ساكت مي كردي و بر طبل « بي عاري » مي زدي. چون شادي اساسي ترين حق مردم و بويژه اين نسل است؛ حقي كه

۱۳۹۲ تیر ۵, چهارشنبه

هشدار روشنفکران ایران در 32 سال پیش!

هشدارهای روشنفکران ايران در ۳۲ سال پيش!

ايران به کام ورشکستگی و انزوای بين‌المللی می‌رود،

ه . لیله کوهی


«هشدار روشنفکران ایران در 32سال پیش» عنوان مطلب آقای جواد طالعی است که اخیراً در سایت گویا نیوز به چاپ رسید. این تلنگر ِ بجا و خوب آقای طالعی به حافظه ی تاریخی ما که در پستوی فراموشخانه جا مانده بود چه خوب که بیرون کشیده شد. بویژه برای آن دسته از مایی که هیچگاه حافظه تاریخی نداریم.
گوش کردن اما، نشنیدن و نگاه کردن اما، ندیدن. در روزها و ماه های پر تلاطم بهمن 57 عمومی بود. به جرأت می توان گفت اکثر قریب به اتفاق جامعۀ در تب و  تاب روزهای انقلاب، نگاه می کرد. اما نمی دید و گوش می کرد، اما نمی شنوید. بسیاری از روشنفکران و دبیران سیاسی، ملی ها و حزب توده  و دیگران... باورمان چنین بود که این انقلاب اساساً دموکراتیک و ضد امپریالیستی است و خمینی را به عنوان رهبر این انقلاب ضد امپریالیستی ارزیابی می کردیم و به دنبالش راه افتادیم و هر صدای آگاهی را یا نشنیدیم و یا اگر شنیدیم بعنوان صدای ضد انقلاب ارزیابی کردیم. اما زیاد به درازا نکشید بسیاری از موافقین خمینی به «خودی» و «غیر خودی» تقسیم شدیم و غیر خودی ها یکی پس از دیگری روانه زندان یا از عرصه فعالیت سیاسی کنار گذاشته شدند.
 اما جای بس تأسف که هنوز تعدای بر همان تفکر در دفاع از بد و بدتر به دنبال بد!، سی و اندی سال پای می فشارند و ساعت ها در صف رای دادن به فلان نماینده بد از بدتر! با کت و شلوار و کراوات  یا کت و دامن در لندن و پاریس و نیویورک از این پا به آن پا می شوند تا رای خود را در صندوق جمهوری اسلامی بریزند. واین آزموده ی هزار بار آزموده را باز بیازمایند.
 به شما پیشنهاد می کنم این هشدار آقای طالعی را با حوصله بخوانید. 

جواد طالعی:


در فاصله سال‌های ۱۳۵۷ تا ۱۳۵۹ مقاله‌های متعددی در مخالفت با روندی که روحانيت برای تحميل ديدگاه‌های خود به جامعه طی می‌کرد منتشر شد. اما توده‌ها که افسون خمينی و مبلغان و مشاطه‌گران به‌ظاهر روشنفکر او شده بودند، چشم و گوش بسته به مسلخ رفتند. در اين دوران، مخالفان مذهبی شدن جمهوری نوپای ايرانی "نيم‌درصدی‌ها" لقب گرفته بودند




خيزش انقلابی سال ۱۳۵۷ در آغاز يک حرکت دموکراتيک بود که هدف تحقق آزادی‌های سياسی و کرامت انسانی را دنبال می‌کرد و بعد به وسيله آخوندها مصادره شد و عنوان انقلاب اسلامی به خود گرفت.